امروز    پنجشنبه , 02/مرداد/1393   Thursday , 24/July/2014  - 
 
امام جواد(ع)و دوران محنت اهل بیت(ع) نسخه PDF چاپ
امتیاز: / 0
بدعالی 
26 آبان 1388

 بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان: امام جواد (ع) و دوران محنت اهل بیت(علیهم السلام)
مولف:دکتر پریش کوششی

اشاره: با شهادت امام رضا (ع) مرحلۀ جدیدی از تلاش ائمه آغاز شد که دوران محنت اهل بیت است به طوری که از دوران امامت امام جواد (ع) به بعد برای اهل بیت بدترین اوقات است. در این مقطع به دلیل مشکلات فراوان، تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی به صورت یک هدف بلندمدت مطرح بوده است. در این دوران شیعه شناخت شده ترین و با نفوذترین گروه بود و امامان شیعه به شدّت مورد توجه افکار عمومی بودند و همین امر سبب می شد دستگاه خلافت با شیوه های مختلف آنان را از سر راه خود بردارد. مأمون جلسات بحث و مناظره ترتیب داد تا امام جواد (ع) که در سن کودکی به امامت رسیده بود با مغلوب شدن در برابر دانشمندان، اعتبار خود را در نزد مردم از دست بدهد. اما این مناظرات وسایل گسترش پیام اهل بیت (ع) و نفوذ آنان را فراهم نمود و امام را نیز به عنوان یک مخالف نظام حاکم شناساند. در نتیجه دستگاه خلافت روز به روز بر کنترل و مراقبت خود می افزود و بلاخره چاره ای جز به شهادت رساندن ایشان نیافت.
زینت بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.
کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد.
امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال195  هجری در مدینه ولادت یافت، نام عزیز ایشان «محمد» معروف به «جواد» و «تقی» است. القاب دیگری مانند: «رضی» و «متقی» نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر می باشد. مادر گرامی ایشان «سبیکه» یا «خیزران» است که هر دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت شده است. امام محمد تقی (ع) هنگام وفات پدر حدود 8 ساله بودند. پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 هجری مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت «جوادالائمه» (ع) انتقال یافت.
در میان خانواده امام رضا علیه السلام و در محافل شیعه از حضرت امام جواد (ع) به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می شود؛ چنان که «صنعانی» می گوید: روزی در محضر امام رضا (ع) بودم فرزندش «ابو جعفر» را که خردسال بود، آوردند، امام فرمود: این مولودی است که برای شیعیان ما با برکت تر از او زاده نشده است.
بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قراین نشان می دهد که تولد حضرت جواد (ع) در شرایطی صورت گرفت که خیر و برکت خاصی برای شیعیان به ارمغان آورد.
امام جواد (ع) با دو خلیفه نیرنگ باز عباسی یعنی مامون و معتصم معاصر بود. به گواهی متون تاریخی مامون مکارترین و منافق ترین خلفای عباسی است. مامون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضائل آنها در بین مردم هراس داشت، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد. از اینجا بود که مامون نخستین کاری که کرد، دختر خویش «امّ الفضل» را به ازدواج حضرت امام جواد (ع) درآورد، تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد. رنجهای دائمی که امام جواد (ع) از ناحیه این مامور خانگی برده است ، در تاریخ معروف است.
از روشهایی که مامون در مورد حضرت رضا (ع) بکار می بست، تشکیل مجالس بحث و مناظره بود. مامون و بعد معتصم عباسی می خواستند از این راه- به گمان باطل خود- امام (ع) را در تنگنا قرار دهند. در مورد فرزندش حضرت جواد (ع) نیز چنین روشی را بکار بستند، بخصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع) نگذشته بود. مامون نمی دانست که مقام ولایت و امامت که موهبتی است الهی، بستگی به کمی و زیادی سالهای عمر ندارد.
باری، حضرت جواد (ع) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غیر اسلامی میدان رشد و نمو یافته بودند و دانشمندان بزرگی در این دوران، زندگی می کردند و علوم و فنون سایر ملتها پیشرفت نموده و کتابهای زیادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود، با کمی سن وارد بحثهای علمی گردید و با سرمایه خدایی امامت که از سرچشمه ولایت مطلقه و الهام ربانی مایه ور بود، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعلیم و ارشاد پرداخت وبه مسائل بسیاری پاسخ گفت. هدف نهائی مامون از تشکیل مجالس مناظره با امامان شیعه ،شکست آنان ودر نهایت سقوط مذهب تشیع بود.او می خواست برای همیشه ستاره تشیع خاموش گردد وبزرگترین منبع مشکلات و خطراتی که مامون و دیگر حاکمان غاصب و ستمگر را تهدید میکرد ، از میان برداشته شود .مامون به حمید بن مهران که درخواست مناظره با امام رضا را کرده بود گفت :نزد من هیچ چیز از کاهش منزلت وی محبوبتر نیست.
او همچنین به سلیمان مروزی گفت: به خاطر شناختی که از قدرت علمی تو دارم تو را به مباحثه با او میفرستم و هدفی جز این ندارم که او را فقط در یک مورد محکوم کنی .
 در چنین عصری امام جواد (ع) قاطعانه و با صلابت در برابر انحراف ها ، کجروی ها، مسامحه ها، توهین ها  و دیگر حیله ها و مکرهای خلفای باطل ایستاد و از حقانیت دین دفاع کرد.
خطر دیگری که در این مقطع حساس شیعیان را تهدید می کرد،  قدرت گرفتن مذهب «معتزله» بود. مکتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حکومت وقت نیز از آنان پشتیبانی می کرد. معتزلیان دستورها و مطالب دین را به عقل خود عرضه می کردند. آنچه عقلشان صریحا تایید می کرد، می پذیرفتند و بقیه را انکار می کردند. چون نیل به مقام امامت امت در سنین خرد سالی با عقل ظاهر بین آنان قابل توجیه نبود، پرسشهای دشوار و پیچیده ای را مطرح می کردند تا به پندار خود آن حضرت را در میدان رقابت علمی شکست دهند. البته امام جواد (ع) با پاسخی قاطع از این مناظره ها سربلند برون آمده، هرگونه تردید در مورد امامت خود را از بین برد و اصل امامت را تثبیت کرد. به همین خاطر، در زمان امام هادی (ع) این موضوع مشکلی ایجاد نکرد؛ زیرا برای همه روشن شده بود که در برخورداری از این منصب الهی، خردسالی تاثیری ندارد. برای نمونه، یکی از مناظره های حضرت امام محمّد تقی (ع) را در زیر نقل می کنیم:
«عیاشی» در تفسیر خود از «ذرقان» که همنشین و دوست «احمد بن ابی دؤاد» بود، نقل می کند که «ذرقان» گفت : روزی دوستش «ابن ابی دؤاد» از دبار معتصم عباسی برگشت و بسیار گرفته و پریشان حال به نظر می رسید. گفتم: چه شده است که امروز این چنین ناراحتی؟ گفت: در حضور خلیفه و «ابو جعفر» فرزند «علی بن موسی الرضا» جریانی پیش آمد که مایه شرمساری و خواری ما گردید. گفتم چگونه؟ گفت: سارقی را به حضور خلیفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود، خلیفه طریقه اجرای حد و قصاص را پرسید. عده ای از فقها حاضر بودند، خلیفه دستور داد بقیه فقهان را نیز حاضر کردند، و «محمّد بن علی الرضا» را هم خواست.خلیفه از ما پرسید: حد اسلامی چگونه باید جاری شود؟
من گفتم: از مچ دست باید قطع گردد.
خلیفه گفت به چه دلیل؟
گفتم به دلیل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است، و در قرآن کریم در آیه تیمم آمده است:« فامسحوا بوجوهکم و ایدیک.» بسیاری از فقیهان حاضر در جلسه گفته مرا تصدیق کردند.
یک دسته از علماء گفتند: باید دست را از مرفق برید.
خلیفه پرسید: به چه دلیل؟
گفتند: به دلیل آیه وضو که در قرآن کریم آمده است....«وایدیکم الی المرافق.» و این آیه نشان می دهد که دست دزد را باید از مرفق برید.
دسته دیگری گفتند: دست را از شانه باید برید چون دست شامل تمام این اجزاء می شود.
وچون بحث و اختلاف پیش آمد، خلیفه روی به حضرت «ابو جعفر محمد بن علی» کرد و گفت: یا ابا جعفر، شما در این مسأله چه می گویید؟
آن حضرت فرمود: علمای شما در این باره سخن گفتند، مرا از بیان مطلب معذور بدار.
خلیفه گفت: به خدا سوگند که شما هم باید نظر خود را بیان کنید.
حضرت جواد فرمود: اکنون که مرا سوگند می دهی پاسخ آن را می گویم. این مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بیان کردند خطا است. حد صحیح اسلامی آن است که باید انگشتان دست را غیر از انگشت ابهام قطع کرد.
خلیفه پرسید: چرا؟
امام (ع) فرمود: زیرا رسول الله (ص) فرموده است سجود باید بر هفت عضو از بدن انجام شود: پیشانی، دو کف دست، دو زانو، دو انگشت ابهام پا، و اگر دست را از شانه یا مرفق یا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی باقی نمی ماند، و در قرآن کریم آمده است: «و ان المسجد لله...» سجده گاه ها از آن خداست، پس کسی نباید آنها را ببرد.
معتصم از این حکم الهی و منطقی بسیار مسرور شد، و آن را تصدیق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برای حکم حضرت جواد (ع)  قطع کردند.
«ذرقان» می گوید: «ابن ابی دؤاد» سخت پریشان شده بود، که چرا نظر او در محضر خلیفه رد شده است. سه روز پس از این جریان نزد معتصم رفت و گفت: یا امیرالمؤمنین، آمده ام تورا نصیحتی کنم و این نصیحت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری می گویم.
معتصم گفت: بگو.
ابن ابی دؤاد گفت: وقتی مجلسی از فقها و علما تشکیل می دهی تا یک مسئله یا مسائلی را در آن جا مطرح کنی، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهایی که در حضور تو می شود هستند، و چون می بینند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی «محمد بن علی الجواد» ارزشی ندارد، کم کم مردم به آن حضرت توجه می کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل می گردد، و پایه های قدرت و شوکت تو متزلزل می گردد.
این بدگویی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کارکرد و از آن روز در صدد برآمد این مشعل نورانی و این سرچشمه دانش و فضیلت را خاموش سازد.
این روش را- قبل از معتصم- مامون نیز در مورد حضرت «جوادالائمه» (ع) بکار می برد، چنان که در آغاز امامت امام نهم، مامون دوباره دست به تشکیل مجالس مناظره زد و از جمله از «یحیی بن اکثم» که قاضی بزرگ دربار وی بود، خواست تا از امام (ع) پرسشهایی کند، شاید بتواند از این راه به موقعیت امام (ع) ضربتی وارد کند، اما نشد، وامام از همه این مناظرات سربلند بیرون آمد.
روزی از آنجا که «یحیی بن اکثم» به اشاره مامون می خواست پرسشهای خود را مطرح سازد مامون نیز موافقت کرد، و امام جواد (ع) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد. مامون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع) احترام بسیار کرد و آن گاه از یحیی خواست آنچه می خواهد بپرسد، یحیی که پیرمردی سالمند بود، پس از اجازه مامون و حضرت امام جواد (ع) گفت: اجازه می فرمایی مسأله ای از فقه بپرسم؟
حضرت جواد (ع) فرمود: آنچه دلت می خواهد بپرس.
«یحیی بن اکثم» پرسید: اگر کسی در حال احرام قتل صید کرد چه باید بکند؟
حضرت جواد (ع) فرمود: آیا قاتل صید محلّ بوده یا محرم؟ عالم بوده یا جاهل؟ به عمد صید کرده یا به خطا؟ محرم آزاد بوده یا بنده؟ صغیر بوده یا کبیر؟ اول قتل او بوده یا صیاد بوده و کارش صید بوده؟ آیا حیوانی را که کشته است صید تمام بوده یا بچه صید؟ آیا در این قتل پشیمان شده یا نه؟ آیا این عمل در شب بوده یا روز؟ احرام محرم برای عمره بوده یا احرام حج؟
یحیی دچار حیرت عجیبی شد. نمی دانست چگونه جواب گوید، سربه زیر انداخت و عرق خجالت بر سرو رویش نشست. درباریان به یکدیگر نگاه می کردند، مامون نیز که سخت آشفته حال شده بود در میان سکوتی که بر مجلس حکمفرما بود، روی به بنی عباس و اطرافیان کرد و گفت: دیدید و «ابو جعفر محمّد بن علی الرضا» را شناختید؟
سپس بحث را تغییر داد تا از حیرت حاضران بکاهد.
باری، موقعیت امام جواد (ع) پس از این مناظرات بیشتر استوار شد.
امام جواد (ع) در مدت هفده سال دوران امامت به نشر و تعلیم حقایق اسلام پرداخت، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که هر یک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند:
«ابن ابی عمیر بغدادی»،«ابو جهفر محمّد بن سنان زاهری»،« احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی»،«ابو تمام حبیب اوس طائی»، شاعر شیعی مشهور«ابو الحسن علی بن مهزبار اهوازی» و «فضل بن شاذان نیشابوری» که در قرن سوم هجری می زیسته اند.
اینان نیز (همچنان که امام بزرگوارشان همیشه تحت نظر بود) هر کدام به گونه ای مورد تعقیب و گرفتاری بودند. «فضل بن شاذان» را از نیشابور بیرون کردند. «عبدالله بن طاهر» چنین کرد و سپس کتب او را تفتیش کرد و چون مطالب آن کتابها را درباره توحید و... به او گفتند قانع نشد و گفت می خواهم عقیده سیاسی او را نیز بدانم.
«ابو تمام» شاعر نیز از این امر بی بهره نبود، امیرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را- که بهترین شاعر آن روزگار بود، چنان که در تاریخ ادبیات عرب و اسلام معروف است- بشنوند و نسخه از آن داشته باشند. اگر کسی شعر او را برای آنان، بدون اطلاع قبلی، می نوشت و آنان از شعر لذت می بردند و آن را می پسندیدند، همین که آگاه می شدند که از «ابوتمام» است یعنی شاعر شیعی معتقد به امام جواد (ع) و مروّج آن مرام- دستور می دادند که آن نوشته را پاره کنند. «ابن ابی عمیر»- عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ- نیز در زمان هارون و مامون، محبت های بسیار دید. او را سالها زندانی کردند، تازیانه ها زدند. کتابهای او را که مأخذ عمده علم دین بود، گرفتند و باعث تلف شدن آنها شدند . بدین سان دستگاه جبار عباسی با هواخواهان علم و فضیلت رفتار می کردند و چه ظالمانه!
این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ وبویش مشام جانها را بهره مند ساخت.  آثار فکری و روایتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت برجای مانده، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25  سال و دوره امامتش 17 سال بوده است.
معتصم عباسی از حضرت جواد (ع) دعوت کرد که از مدینه به بغداد بیاید. امام جواد (ع) در ماه محرم سال220 هجری به بغداد وارد شد. معتصم که عموی «امّ الفضل» زوجه حضرت جواد (ع) بود، با جعفر پسر مامون و «امّ الفضل» بر قتل آن حضرت همداستان شدند.
علت این امر این اندیشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علویان منتقل شود. از این جهت، در صدد تحریک «امّ الفضل» بر آمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو «محمّد بن علی الجواد»، مادر علتی هادی فرزند خود را بر تو رجحان می نهد. این دو تن آنقدر وسوسه کردند تا «امّ الفضل»- چنان که روش زنان نازا است- تحت تاثیر حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحریک و تلقین معتصم و جعفر برادرش، تسلیم گردید. آنگاه این دو فرد جنایتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستادند تا سیاه روی دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند. ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت، و از انگورها تعریف و توصیف کرد، و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در این امر اصرار کرد. امام جواد (ع) مقداری از آن انگور را تناول فرمود. چیزی نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شدیدی بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل سیه کار با دیدن آن حالت دردناک در شوهر جوان، پشیمان و گریان شد؛ اما پشیمانی سودی نداشت.
حضرت جواد (ع) فرمود: چرا گریه می کنی؟ اکنون که مرا کشتی گریه تو سودی ندارد. بدان که خداوند متعال در این چند روزه دنیا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بیفتی که نتوانی از آن نجات یافت.

حضرت جواد (ع) مانند جده اش فاطمه زهرا(س) زندگانی کوتاه و عمری سراسز رنج و مظلومیت داشت. بدخواهان نگذاشتند این مشعل نورانی نورافشانی کند. امام نهم ما شیعیان علوی در آخر ماه ذیقعده سال 220 هجری به سرای جاویدان شتافت.مزار مطهرش در کاظمیه یا کاظمین است که جنب مزار منور جدش حضرت موسی بن جعفر(ع) زیارتگاه شیعیان و دوستداران خاندان عصمت وطهارت (ع) است.
از سخنان حضرت جواد (ع):
1. اعتماد به خداوند متعال بهای هرچیز گران است و نردبانی است به سوی هر بلندی.
2. عزت مؤمن در بی نیازی او از مردم است.
3. ولی و دوستدار خدا در آشکار و دشمن خدا در پنهان مباش.
4. هرکه به برادری به جهت خداوند تعالی، بهره دهد (یا بهره گیرد) خانه ای در بهشت بهره داده (یا گرفته) است.
5. کسی که خداوند متعال پذیرنده تعهد اوست چگونه تلف شود؟ کسی که از خدا برید و به دیگری پیوست چگونه نجات یابد؟ کسی که از راه غیر علم (یعنی از طریق جهالت و نادانی) عمل کند، بیش از آنکه اصلاح امور کند موجب فساد و تباهی خواهد شد.
6. از دوستی با آدم نادان و بد بپرهیز، زیرا مانند شمشیر کشنده است، منظرش نیکوست ولی آثارش زشت می باشد.
7. کسی که امین خیانتکاران باشد، همین کار در دغلی و خیانتش کافی است.
8. شخص مؤمن نیازمند به سه خصلت است؛ توفیق از جانب حق تعالی، واعظی از نفس خود که پیوسته او را پند دهد و قبول کند، پذیرش نصیحت از آنکه او را به هدایت وادارد و نصیحت کند.

امام جواد (ع) از دیدگاه دیگران
شخصیت والای علمی- اخلاقی امام جواد (ع) در نگاه خلفاء، دانشمندان، نویسندگان و تاریخ نگاران غیر شیعه؛ سندی گویا بر جایگاه رفیع این امام همام در بین مسلمانان می باشد. گویند هر گاه خواستی فردی را بشناسی؛ ببین که مخالفانش چه کسانی هستند و در مورد ایشان چه می گویند؟ در این مقاله قصد داریم  برای شناخت بیشتر این امام عزیز به عنوان نمونه، مواردی از سخنان علمان اهل تسنن را ذکر نماییم.

سبط بن جوزی:
یوسف بن قزا اغلی بن عبدالله بغدادی مشهور به سبط بن جوزی پس از بیان تاریخ تولد و شهادت حضرت می نویسد: کان علی منهاج ابیه فی العلم و التقی و الزهد والجود.
او در علم و تقوا، پرهیزگار و سخاوت؛ چون پدر بزرگوارش «امام رضا (ع)» و دنباله رو او بود.(تذکرة الخواص، ص202، امام جواد (ع)، ص72)

ابن ابی طلحه:
ابن ابی طلحه در کتاب «مطالب السؤول فی المناقب آل الرسول» درباره شخصیت امام جواد (ع) می نویسد: او گرچه صغیر السن است ولی کبیرالقدر و رفیع الذکر می باشد. (کشف الغمه، ج2، ص186)

ابن تیمیه:
ابن تیمیه می گوید: محمد فرزند علی ملقب به جواد از بزرگان و اعیان بنی هاشم است که در سخاوت و بزرگواری شهرت تام دارد.(منهاج السند، ص127)

علی جلال حسینی:
علی جلال حسینی دانشمند بزرگ مصری می نویسد:
«محمدالجواد ابو جعفر دوم، فرزند علی (ع) در سال195 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. وی با وجود سن کم در علم و فضیلت سرآمد همه عالمان و اهل فضیلت زمان خویش بود.( زندگانی امام جواد (ع)، ص200)
خیرالدین زرکلی:
خیرالدین زرکلی می نویسد:« ابو جعفر جواد (ع) چون اجداد خویش مقام بلندی داست. هوشمند و خوش بیان بود و استعداد نیرومند و اصیلی داشت. ( الامام محمد الجواد (ع)، ص76/ زندگانی امام جواد (ع)، ص200)

منابع:

1.بحارالانوار، علامه مجلسی، ج1.
2.موسوعة الامام الجواد (ع)، ج1.
3.وبلاگ عاشقان مهدی، زندگی نامه ائمه اطهار- امام جواد (ع).
4. مقاله شمس الله صفرلکی با عنوان : محمد تقی جواد الائمه علیه السلام، تجسم صلابت. در اینترنت .

نظر دهيد
  • لطفا فقط در ارتباط با مطلب فوق نظر دهيد
  • محتواي نامناسب بنا بر تشخيص مسئولين سايت به نمايش در نخواهد آمد
نام:
نشاني پست الكترونيك
عنوان:
نظر:

كد:* Code


تعداد بازديد ها: 1878

  اولين نظر را شما بدهيد
تاریخ بروز رسانی ( 26 آبان 1388 )
 
< بعد   قبل >
 
تازه های سایت
بازآفريني صحنه‌هاي گذشته در تلويزيون

مهم‌ترین موضوعات زیست‌محیطی جهت برنامه‌سازی

راه نویسنده شدن

اندیشه و آثار تبلیغی استاد مطهری(ره) از منظر رهبر معظم انقلاب 2

1 اندیشه و آثار تبلیغی استاد مطهری(ره) از منظر رهبر معظم انقلاب

قيام پانزدهم خرداد به روايت تصوير

حكايت‌هاي از سرزمين من – قيام پانزده خرداد

حكايت‌هايي از سرزمين من - مهارت و استعداد ايرانيان در ساخت مصنوعات

سمینار، کنفرانس و همایش های سال 1393

كودك، ادبيات و تلويزيون

راهکارهای تصویر سازی مفاهیم ومضامین قرآن ی برای کودکان

راهکارهای رسانه‌ای در زمینه رشد جمعیت

کودکان و تبلیغات بازرگانی در تلویزیون

اميد و رسانه

آیا تلویزیون به خانواده آسیب می‌زند؟

اشتباهات زبانی در صدا و سیما

ضرورت واژه سازی علمی

پژوهشگری رسانه

نقش رسانه در فرهنگ اجتماعي

فرایند اجتماعی کردن و کارکرد رسانه ها در انتقال هنجارها و ارزشها

مدیریت رسانه

نقش رسانه در فرهنگ اجتماعي

از یافته علمی تا زایش رسانه نو: گذری بر تاریخ مستند

نقش تلويزيون در عرفي شدن فرهنگ - 1

رسانه اخلاقی و اخلاق رسانه‌ای

نقش رسانه‌های تصویری در زوال دوران کودکی

نقش رسانه‌های تصویری در زوال دوران کودکی

آیا یونیسف به اهداف خود رسیده است؟

بانک های اطلاعاتی
آخرین به روز رسانی

18 تیر 1393
ساعت 13:19:59

 
شبکه یک شبکه دو شبکه سه شبکه چهار شبکه پنج شبکه آموزش شبکه جام جم شبکه قران مرکز تحقیقات پایگاه جامع اطلاع رسانی تلویزیون اداره کل پژوهش های رادیو شبکه مستند مرکز اموزش صدا و سیما مرکز پژوهش های اسلامی شبکه پویا شبکه نمایش